28 شهریور (دیروز): برگزاری جنگ های علمی و آموزشی
29 شهریور (امروز): برگزاری جنگ های علمی و آموزشی
30 شهریور (فردا): برگزاری جنگ های علمی و آموزشی

اولویت های پژوهشی بازسازی فناوری های بومی ایران

محدودۀ فرهنگی ایران (منظور محدودۀ جغرافیایی است که از غرب به رودخانۀ فرات، از شرق به مرزهای چین، از شمال به کوه‌های قفقاز و دریاچۀ آرال و از جنوب به خلیج فارس منتهی می‌شود) حوزۀ تمدنی است که در دوران‌های مختلف تاریخ، از دورۀ باستان تا پایان جنگ جهانی اول، عمدتاً تحت استیلای حکومت‌هایی بوده است که در موارد مختلفی چون زبان، رسم حکومت‌داری و آیین‌های قومی اشتراکات بسیاری با هم داشته‌اند. همچنین این محدودۀ جغرافیایی به رغم اغتشاشات و دست به دست شدن حکومت‌ها در دوران‌های مختلف تاریخی، همواره محل شکل‌گیری اجتماعات تمدنی بوده است. در اینجا منظور از تمدن توسعۀ شهرنشینی و به کار گرفتن شیوه‌های فناورانه برای زندگی بهتر مردمان ساکن شهرهاست و منظور از فناوری هر گونه فعالیتی است که نیازمندی‌های زندگی را به شیوه‌ای ارزان و شایسته در دسترس مردمان بگذارد. البته در اینجا باید پیوستگی را که امروز میان علم و تکنولوژی موجود است به گذشته تسری ندهیم و این فرض را که وجود شیوه‌های فناورانه همواره نشانۀ پیشرفت علمی است کنار بگذاریم. به این ترتیب می‌توانیم نشانه‌های بسیاری از فناوری‌های نسبتاً پیشرفته را در گذشتۀ این محدودۀ فرهنگی جستجو کنیم.
راه جستجوی فناوری‌های مختلف و درک چگونگی به کار گرفتن آنها در دوران‌های گذشته، تنها از راه واکاوی اسناد موجود، اعم از بناهای به جا مانده و اسناد مکتوب، ممکن است و ارزش هر یک برای دوران‌های تاریخی مختلف با یکدیگر و برای تاریخ‌دانان متفاوت است. برای مثال درک این مسأله که از یک تمدن باستانی نباید انتظار اثر مکتوب به جا مانده داشت و در عوض در دوره‌های متأخر، برای ایران حداقل پس از سدۀ پنجم هجری، بعضاً کتاب‌ها و اسناد مکتوب هستند که می‌توانند مرجع قابل استنادی باشند، بسیار مهم است. در بیشتر محوطه‌های تاریخی ایران می‌توان نشانه‌هایی از به‌کارگیری فناوری را جُست که در طول تاریخ پایدار مانده‌اند و در دوران‌های مختلف بر حسب مصالح به کار رفته و موارد مصرف، تغییراتی در آنها رخ داده است. مثلاً در مجموعۀ سازه‌های آبی شوشتر که بازمانده از دوران باستان و زمان حکومت ساسانیان است (حدود قرن ششم میلادی) می‌توان نشانه‌هایی را جُست که بعدها در دوره‌های مختلف پس از اسلام بر این مجموعه افزوده شده‌اند و این نشان‌ دهندۀ پایداری فناوری در یک محیط شهری است که عمری حدود ۱۰۰۰ سال دارد. بر همین اساس تحقیق در بارۀ فناوری‌های بومی ایران به نوعی تحقیق در بارۀ تاریخ شهرنشینی در ایران است.
با این حال در تدوین تاریخ فنون در ایران آنچه بیش از همه خودنمایی می‌کند نبود آثار مکتوب محققانه در این باره است یا آن طور که نویسندۀ کتاب فنون و منابع در ایران نوشته است: «تاریخ‌دان فنون ناچار است قدم‌های خود را به اتکای مجموعۀ بیشماری از فرضیه‌ها بردارد.» همواره این فرض که ایران تمدنی باشکوه و سازمانی نظام‌مند داشته است و این هر دو زمینۀ پیشرفت علم و فناوری را هم‌زمان پدید خواهند آورد، موجب شده است تا فرضیه‌های بسیار و گاه دور از ذهنی در بارۀ تاریخ علم و فناوری ایران پرداخته شود. بر این اساس همواره تلاش برای احیاء این فناوری‌ها و نشان دادن جلوه‌های فناورانۀ مردمان ساکن این سرزمین به نوعی با جدایی از حافظۀ فناوری و کاهش اسناد قابل قبول برای بررسی و تحقیق همراه شده است.
با توجه به این موارد بهترین منبع برای بررسی تاریخ فناوری در ایران هنوز رجوع به تحقیقات باستان‌شناسان است تا از طریق واکاوی مجدد پژوهش‌های انجام شده بتوان محتوای فناورانۀ آنها را به‌دست آورد. در سند حاضر برخی از مشهورترین فناوری‌های ایران در طول تاریخ نوشته شده‌اند و توضیح مختصری برای هر یک از آنها آمده است. این فناوری‌های در شاخه‌های معماری، آب‌رسانی، آسیاها و فلزکاری دسته‌بندی شده‌اند.
احیاء بناهایی تاریخی با تکیه بر مؤلفه‌های خاص و جلوۀ فناوری معماری گذشته

از جملۀ نشانه‌های معماری با استفاده از ابزار در دورۀ باستانی ایران است. پیدا شدن باقی مانده‌هایی از قرقره که احتمالاً در جرثقیل‌هایی به کار می‌رفته است که در محل برای کارهای عمرانی استفاده می‌شده‌اند نشانۀ آشنایی معماران آن روزگار ایران با استفاده از ماشین‌های ساده برای انجام چنین کاری است.

بلندترین طاق به جا مانده از دوران باستان است. اجرای طرح احتمالی کارگاه ساخت این بنا می‌تواند به شناخت چگونگی اجرای چنین سازه‌هایی کمک کند. استفاده از روش‌های فناورانه بعضاً در ساخت شهرهای گذشته دیده می‌شود. دقت به چگونگی توسعۀ شهر، محل‌های اتصال آن به راه‌های اصلی و تعیین محل پل‌ها در صورت ارتباط شهر با یک رودخانه از جملۀ مواردی است که تحقیقات نشان می‌دهند گذشتگان ما به آنها توجه داشته‌اند. یکی از بهترین نمونه‌های در نظر گرفتن ظرافت‌های فناورانه در توسعۀ شهری منطقۀ باستانی اردشیر خوره است. اردشیر خوره شهری است که اردشیر اول، بنیان گذار حکومت ساسانی آن را بنیان نهاد. شهر توسعه‌ای مستدیر دارد و همچون یک دایرۀ بزرگ است که راه‌های آن قطرهای دایره هستند و ساختمان‌ها در فواصل میان قطرها بنا شده‌اند. باستان‌شناسان در بارۀ چگونگی بنای این شهر فرضیه‌هایی دارند که هر کدام از آنها را می‌توان نشانه‌ای از تأثیر فناوری بر معماری دانست. گنبد از جمله مهم‌ترین سازه‌هایی است که ساخت آن در سده‌های میانه در ایران رواج یافت. ساختار سهمی‌گون گنبد و دقت قابل توجهی که سازندگان گنبدها در ساخت حامل‌های آن به کار برده‌اند، می‌تواند موضوعی برای پرداختن به این ظرافت‌های معماری باشد. مشهورترین گنبدهای ایران عبارتند از گنبد تاج‌الملک مسجد جامع اصفهان که در دورۀ سلجوقی ساخته شده است، گنبد سلطانیه زنجان که در عهد ایلخانی ساخته شده است و گنبدهای مسجد شاه و شیخ لطف‌اللّه اصفهان که از جملۀ بناهای عهد صفوی هستند. ساختن بناهای چند طبقه، به‌ویژه کاخ‌های چند طبقه نیز از زمانی در ایران مرسوم شده است و نمونۀ بسیار مشهور آن کاخ شش طبقۀ عالی قاپو، مقر حکومت شاهان صفوی، در اصفهان است. بناهای چند طبقۀ کهن در همه جای جهان به دلیل به کار نرفتن اسکلت فلزی در آنها ساخت متفاوتی نسبت به بناهای چند طبقه مدرن دارند که از منظر فناوری قابل بررسی است. توجه به اقلیمی که بنا در آن ساخته می‌شود و در نظر گرفتن مؤلفه‌هایی برای راحتی ساکنان از جملۀ ویژگی‌هایی است که در معماری ایرانی به چشم می‌خورد. بخش بزرگ‌تری از ایران، سرزمین‌های کویری است که تابستان‌های گرم و خشک دارد. سازۀ بادگیر از جملۀ مشهورترین سازه‌هایی است که استفاده از شرایط اقلیمی را در ساخت بناها نشان می‌دهد. بادگیرها در نقاط مختلف ایران صورت‌های متفاوت دارند و این مسأله نیز به منطقه‌ای که بادگیردر آن ساخته می‌شود بستگی دارد. برای مثال بادگیرهایی که در کنارۀ خلیج فارس و تنگۀ هرمز ساخته شده‌اند با بادگیرهای نواحی مرکزی که عمدتاً بلند هستند متفاوتند. مشهورترین بادگیر ایرانی که بلندی آن موجب شهرت آن است بادگیر بلند عمارت دولت آباد در یزد است که از ساخته‌های زمان قاجار است. پیگیری این گونۀ معماری خاص نشان می‌دهد که پیشینۀ چنین بناهایی را حداقل تا دورۀ صفوی می‌توان پی گرفت. یکی دیگر از سازه‌هایی که تلاش برای زندگی راحت‌تر را در شهرها نشان می‌دهد، یخچال‌ها هستند. اینکه مردمانی در یک سرزمین گرم و خشک به فکر تهیۀ یخ در زمستان و نگهداری آن برای تابستان باشند نشانۀ نظامی هوشمند برای تأمین رفاه در تمدن شهری دارد. سفرنامه‌نویسان و سیاحان اروپایی که در ابتدای رنسانس از ایران دیدن کرده‌اند در بارۀ یخچال‌ها نوشته‌اند. بر اساس نوشتۀ آنها برخی از شهرهای بزرگ ایران در آن زمان چندین یخچال داشته‌اند. احیای یخچال‌ها با تکیه بر ویژگی‌های معماری آنها در مناطق مختلف نشان دهندۀ این توجه به نیازمندی‌های شهرنشینی است.

فلات ایران منطقۀ پرآبی نیست و به جز باریکه‌ای در سواحل جنوبی دریای خزر، حوزه‌های آبریز خلیج فارس و هامون و چند رودخانه در مناطق مرکزی، در بیشتر نواحی این فلات پهناور تهیۀ آب به عنوان یکی از نخستین ملزومات شهرنشینی بوده است. در حوزه‌های آبریز نیز طغیان رودخانه‌ها موجب دردسر بوده است و اگر نظامی برای کنترل آب‌ها تهیه نمی‌شد ساکنان نواحی اطراف آنها دچار مشکل می‌شده‌اند. بر این اساس سازه‌ها و نظام‌های اداری مرتبط با به‌دست آوردن و توزیع آب در ایران سابقه‌ای طولانی دارند. آنچه در بارۀ این سازه‌ها و نظام‌های اداری بسیار ارزشمند است استفاده از آنها در دوران‌های مختلف تاریخی است به طوری که گاه قدمت زمانی ساخته شدن این سازه‌ها به دوران پیش از اسلام می‌رسد. ایرانیان بسته به شرایط جغرافیایی محل زندگی خود برای رفع این مشکل دو تمهید را به کار می‌بستند: حفر قنات و کنترل آب‌های سطحی. مسألۀ دیگر در آب‌رسانی نظام توزیع آن است. در هر دو مورد، اعم از حفر قنات یا کنترل آب‌های سطحی، اسناد به جا مانده نشان می‌دهند که دولت مستقیماً در نظام توزیع آب دخالت می‌کرده است. حتی گاه نظام‌های تقسیم آبی را که برخی از آنها تا امروزه نیز پایدارند به دانشمندان بزرگ نسبت داده‌اند مانند نظام توزیع آب قنات اردستان که منسوب به خواجه نصیرالدین طوسی است و نظام توزیع آب زاینده رود که به شیخ بهایی منسوب است. به جز این حداقل یک کتاب در تاریخ علم ایران می‌توان نام برد که در آن یک ریاضی‌دان برجسته به مسألۀ حفر قنات، ملزومات آن و نظام توزیع آب آن پرداخته است (نگاه کنید به دنبالۀ مطلب).

قنات‌های متعددی در بخش مرکزی ایران وجود دارند که هنوز آب در آنها روان است. توضیح چگونگی عملکرد قنات بسیار ساده است؛ کافی است یک سفرۀ آب زیرزمینی در نزدیکی محلی که قرار است آب به آنجا منتقل شود، پیدا شود. چاهی عمیق در محلی که شیب مناسبی نسبت به مقصد داشته باشد حفر می‌شود تا به سفرۀ آب برسد، به دنبال آن تعدادی چاهِ دیگر طوری حفر می‌شوند که اتصال مقاطع آنها یک جوی آب را از چاه نخستین، مادر چاه، به سمت مقصد ایجاد کند. این جوی آب در سطحی بالاتر از سفرۀ آب زیرزمینی ایجاد می‌شود و در شیب معینی به موازات آن پیش می‌رود. به این ترتیب، به حدی که دِبی جوی اقتضا می‌کند، از حجم سفرۀ آب استفاده می‌شود و به ذخیرۀ آب در سفره لطمه‌ای وارد نمی‌شود. پژوهشگران این حوزه در این باره متفق القول هستند که این فناوری را ایرانیان برای نخستین بار استفاده کردند و سپس در سرزمین‌های تحت استیلای خود به کار گرفتند. یافتن سفرۀ آب زیرزمینی، پیدا کردن محل حفر مادر چاه، حفظ شیب مسیر چاه‌ها، تعیین تعداد چاه‌های واسط و نگهداری از قنات نیازمند ساز و کارهایی است که شواهد به جا مانده حضور آنها را تأیید می‌کنند. عملیات احداث قنات و فناوری وابسته به آن در دوران‌های مختلف چندان پیشرفته نبوده است اما نظامی که در آن حفر قنات به عنوان یک فعالیت توسعۀ شهری مطرح است نظام فناورانه‌ای است. کرجی، ریاضی‌دان مشهور سدۀ پنجم هجری، در کتابی با عنوان إنباط میاه الخفیه (استخراج آب‌های پنهانی) در بارۀ قنات و مسائل مربوط به آن سخن گفته است. برای نمونه ترازهایی که کرجی در این رساله برای استفاده در امر حفر قنات معرفی کرده است، چه آنها که پیش‌تر از او ساخته شده‌اند و چه آنها که مدعی است خود آنها را اختراع کرده است، از منظر تاریخ فناوری حائز اهمیت بسیار هستند. تعداد قنات‌ها در ایران بسیار است به طوری که در گزارشی از سال ۱۳۲۹ش/۱۹۵۰م تعداد قنات‌های ایران ۴۰۰۰۰ رشته آمده است. البته امروز با گسترش شیوۀ نوین توزیع آب در ایران و سال‌های خشکسالی‌ متوالی بسیاری از قنات‌ها خشک شده‌اند. تعداد اندکی از این قنات‌ها مانند قنات قصبۀ گناباد به دلیل عمق مادر چاه آن (حدود ۳۰۰ متر)، قنات زارچ در یزد به دلیل فاصلۀ بسیار مظهر قنات از مادر چاه (حدود ۱۰۰ کیلومتر) و تعداد بسیار چاه‌های واسط (۲۱۱۵ حلقه چاه) و قنات شهر اردستان که در آن دو جوی آب به موازات یکدیگر کشیده شده است و به اصطلاح آن را قنات دو طبقه می‌نامند شهرت بیشتری دارند.

مجموعه سازه‌هایی را که هدف از ساخت آنها انتقال و کنترل آب در مسیر اصلی رودخانه یا یک نهر فرعی است، سازه‌های آبی می‌نامیم. آنچه از نخستین آثار مسلمانان در «مسالک و ممالک»، شناختن شهرها و راه‌های میان آنها، به دست می‌آید آن است که ایرانیان در دوران باستان، احتمالاً بیشتر در زمان حکومت ساسانیان، تمهیدات ویژه‌ای برای کنترل آب‌های سطحی در جلگۀ عراق و خوزستان در نظر می‌گرفتند. ساختن بندهای متعدد، ایجاد نهرهای فرعی و کارهایی از این دست نمونۀ این تمهیدات است. مهم‌ترین نمونه‌ای که از مجموعۀ این تمهیدات امروزه به جا مانده است مجموعۀ سازه‌های آبی شوشتر است. در این مجموعه در مسیر رود کارون تعدادی سد و بند و کانال تعبیه شده است که از آنها به منظور ذخیره کردن آب و کنترل شدت جریان آن هنگام سیلاب و هدایت هدفمند آن استفاده می‌شده است. در میان این آب‌راه‌ها از شدت جریان آب برای به کار انداختن ماشین‌هایی استفاده می‌شده است که امروزه تنها نشانۀ آسیاب‌های آن برجا مانده است. علاوه بر این سازه‌ها، دستگاه‌های آب‌ بالابر نیز نمونه‌ای از فناوری‌های مرتبط با آب هستند. البته این نوع فناوری بیشتر در بین‌النهرین و شام استفاده می‌شده است و احتمالاً متأثر از فناوری رومی است. در این مناطق بیشتر شهرها بر صفه‌ای ساخته شده‌اند که رساندن آب از یک جریان سطحی را به داخل شهر دشوار می‌کند، از این رو سازه‌هایی طراحی و ساخته شده‌اند که با استفاده از آنها آب تا سطح مشخصی بالا بیاید و در یک جوی مصنوعی به سمت آبریزها هدایت شود. این فرآیند را می‌توان به استفاده از چرخ چاه در بالا آوردن آب از چاه تشبیه کرد. در دو اثر به جا مانده از سده‌های هفتم و نهم هجری، نخستین الجامع بین العلم و العمل فی صناعه الحیل نوشتۀ جزری و دومی الطرق السنیه فی الآلات الروحانیه از تقی‌الدین راصد، روش ساخت تعدادی از این دستگاه‌ها توضیح داده شده است. در این ماشین‌ها برای حذف نیروی چهارپایان یا انسان به تدریج از چرخاب و انتقال نیروی آن به بازوهای بالابر و بعدها از سیستم‌های دارای سیلندر استفاده شد. در پیشرفته‌ترین نمونۀ موجود از دستگاه‌های آب بالابر، تقی‌الدین راصد شش سیلندر را با استفاده از یک میل بادامک کنترل کرده است و به این ترتیب بازده دستگاه به مراتب بیشتر از نمونه‌های پیشینِ آن است.

به نظر می‌رسد آسیاها نیز از جملۀ فناوری‌هایی هستند که همواره در ایران استفاده می‌شده‌اند. بسته به اینکه محصول استفاده از آسیاها چه باشد یا آنکه نیروی محرکۀ آنها چه باشد می‌توان دو دسته‌بندی از آسیاها عرضه کرد. بر اساس معیار نخست، سه دسته آسیا می‌توان برشمرد: آسیاهای تبدیل غلات به آرد، آسیاهای روغن‌کشی و آسیای کاغذ و بر اساس معیار دوم: دستاس‌ها (آسیای دستی) که جلوۀ فناورانه‌ای ندارند، آسیاب‌ها (آسیای آبی) و آسبادها (آسیای بادی). آنچه در سیر تکامل این ابزارها دیده می‌شود دستیابی سازندگان آنها به روش‌های مختلف انتقال قدرت از چرخاب (یا چرخ‌باد) به بخش‌های دیگر ماشین است به طوری که در ایران، حداقل پس از سدۀ ششم هجری، نمونه‌هایی از استفادۀ میل بادامک، شاتون و میل‌لنگ می‌توان سراغ داد. این نمونه‌ها را در سازه‌های آب‌رسانی، به‌ویژه در آب‌بالابرها، و ایجاد نیروی محرکه برای صنایع دیگر نیز می‌توان جستجو کرد. آسیاب‌ها که معمولاً سیستم‌های انتقال قدرت پیشرفته‌تری در آنها به کار می‌رود بر پایۀ چگونگی گردش چرخاب به سه دسته تقسیم می‌شوند. آسیاب‌های ناوی، تنوره‌ای و چرخی. در دو دستۀ نخست فشار آبی که برای گرداندن پره لازم است بر پایۀ فشار ستون آب تأمین می‌شود و چرخاب افقی است، یعنی آب در مسیری هدایت می‌شود که فشار آن موجب گردش چرخاب شود. چرخاب به طور مستقیم به سنگ زیرین آسیاب متصل است و آن را می‌گرداند. درآسیاب‌های چرخی که نوع شناخته شده‌تری در دنیا است و در اروپا آن را ویتروویوسی (Vitruvian) می‌نامند -منتسب به ویتروویوس (Vitruvius) معمار رومی نام‌آور سدۀ یکم پیش از میلاد- چرخاب به سبب فشار جریان طبیعی آب حول یک محور عمودی می‌گردد و لازم است که حرکت عمودی آن با استفاده از یک چرخ‌دنده به حرکت افقی تبدیل شود. اندک شواهد موجود نشان می‌دهد که استفاده از دو نوع نخست متداول‌تر بوده است و این با کمبود آب‌های سطحیِ بافشار در نقاط مختلف فلات ایران هم‌خوانی دارد. در برخی نقاط می‌توان نشانه‌هایی جست که از جوی‌های ایجاد شده برای جریان آب قنات‌ها چنین استفاده‌ای شده است. متأسفانه به دلیل نبود گزارش‌های موثق کافی نمی‌توان در بارۀ تعداد آسیاهای ایران اظهار نظر کرد. در خوزستان نمونه‌های باستانی استفاده از آسیاب‌ها را می‌توان دید. آسیاب‌های دزفول و آسیاب‌های ایجاد شده در سازه‌های آبی شوشتر که هر دو به نوعی از نوع آسیاب‌های تنوره‌ای هستند از این دسته‌اند. البته در دزفول چون جریان رودخانه در کانال‌هایی هدایت می‌شود، چرخاب عمودی است و روش کار مشابه آسیاب‌های چرخی است. گزارش‌های سفرنامه‌نویسان نشان می‌دهد که در دوره‌های مختلف آسیاب‌های متعددی در ایران بوده است. گزارش راویان اروپایی از ایران دورۀ قاجار آن است که حداقل ۱۰۰۰۰۰ آسیاب در ایران بوده است که احتمالاً بسیاری از آنها بازمانده از دوران‌های قدیم‌تر بوده‌اند و مدام بازسازی و تعمیر می‌شده‌اند. آسبادها نیز از دیرباز در منطقۀ جنوب خراسان و شمال سیستان ساخته می‌شده‌اند و مناطق اصلی ساخت آنها را امروز نیز بر اساس بناهای به‌جا مانده از آنها می‌توان تشخیص داد. آسیاها به جز آرد کردن، غلات مصرف‌های دیگری نیز داشته‌اند. استفاده از شکر، روغن و کاغذ و نیازمندی مراحل فرآوری آنها به آسیا موجب شده است که در شکل آسیا برای فرآوری این مواد تغییراتی ایجاد شود. آسیای روغن به منظور خرد کردن دانه‌های روغنی پیش از فرآیند روغن‌گیری به کار می‌رفته است و از این رو بسیار شبیه به آسیاهایی است که آرد تولید می‌کرده‌اند. البته در بیشتر این آسیاها که در کارگاه‌های عصاری به کار گرفته می‌شدند نیروی محرک سنگ آسیا چهارپایان بوده‌اند اما برای نمونه حافظ اصفهانی، مهندس سدۀ نهم و دهم هجری، در اثر خود اشاره می‌کند که آسیای روغنی ساخته است که نیروی محرک آن آب است، در واقع او نوعی آسیاب برای روغن‌گیری ساخته است و شرح کار خود را در رساله‌ای آورده است که می‌توان آن را بهترین نمونۀ به جا مانده از روش ساخت چنین سازه‌هایی در دوران‌های گذشته دانست. در بارۀ نوع و عملکرد دیگر آسیاها تنها بر پایۀ گزارش سیاحان و برخی آثار مصور ایشان که اکثراً در سده‌های متأخر نوشته شده‌اند می‌توان اظهار نظر کرد و در بیشتر موارد به درستی نمی‌توان در بارۀ عملکرد این دستگاه‌ها اظهار نظر کرد. به هر صورت روشن است که در نواحی مختلف ایران حسب اقلیم، کانی‌های موجود و مواد طبیعی موجود مجموعه‌ای از کارها برای فرآوری محصولات طبیعی و تغییر آنها به صورتی قابل استفاده در زندگی شهری انجام می‌شده است و بخش بسیاری از این کارها در قالب صنایعی بوده است که به نوعی به آب وابسته بوده و آب موتور محرکۀ صنایع را به گردش درمی‌آورده است. همان طور که در بخش پیشین گفته شد ایران سرزمین پرآبی نیست، بنابراین فعالیت‌هایی از این دست را که در بیشتر موارد به آسیاب‌ها وابسته بودند می‌توان نشانۀ نظام فناورانه در ساماندهی آب دانست.

اشیاء باستانی به جا مانده نشان می‌دهند که ساکنان فلات ایران از ابتدای عصر برنز کار با فلزات را آغاز کرده بودند و احتمالاً عصر آهن در این منطقه زودتر از دیگر مجموعه‌های تمدنی آغاز شده است. فرآوری فلزات و استفاده از آنها به صورت‌های مختلف مطمئناً نیازمند به‌دست آوردن سطح مشخصی از فناوری است. برپا کردن کوره‌هایی برای گداختن فلزات، آگاهی از میزان تغییرپذیری آنها به سبب ضربه و چیزهایی از این دست مواردی هستند که احتمالاً به صورت انباشتی تجربه شده‌اند. کمبود اسناد در بارۀ چگونگی کار اصحاب این حرفه‌ها اظهار نظر در بارۀ حد آمیختگی علم و تجربه را در این باره بسیار دشوار کرده است ولی به هر صورت اشیاء به جا مانده نشان می‌دهند که فناوری کار با فلزات در این حوزۀ تمدنی شناخته شده بوده است. آنچه صحبت در بارۀ فلزکاری را در گذشته بسیار دشوار می‌کند و آن را از پرداختن فناورانه به آن مستثنی می‌کند آن است که سطح تولید مصنوعات فلزی در گذشته بسیار اندک بوده است و شاید گزاف نباشد که ادعا کنیم مجموع مصنوعات فلزی به جا مانده از اعصار گذشته با مصرف یک سال فلزات در دنیای معاصر برابر نیست. با این حال استخراج کانی از سنگ معدن و شکل دادن به آن برای مصارف مختلف خود جلوه‌ای از فناوری گذشتگان است. ابزارهای جنگی، زیورآلات، مجسمه‌های فلزی و بعضاً ابزارهایی با کاربرد علمی، مانند ابزارهای نجومی و ابزارهای جراحی، با استفاده از فلز ساخته می‌شده‌اند. در این حوزه می‌توان به دو صورت اقدام به احیای این سنت فناروانه کرد؛ یکی از نو ساختن ابزارهایی است که در گذشته استفاده می‌شدند و دیگر احیای محیط‌های کارگاهی احتمالی است که برای ساخت اشیاء استفاده می‌شده‌اند. مورد نخست، به رغم اینکه ممکن است تمهیدات فناوری روز موجب تغییر در شکل و ظاهر ابزارها شود، می‌تواند برای آشنایی نسل امروز با پیشرفت‌های فناوری گذشتگان مفید باشد. این راهی است که تا به امروز نیز موزه علوم و فناوری در ساخت مجدد ابزارهای نجومی و جراحی گذشتگان پیش گرفته است و در آینده می‌تواند این کار را در حوزه‌های دیگر نیز انجام دهد.